واکنش به سوءاستفاده رخشان بنی اعتماد از قتل آتنا اصلانی

[ad_1]

سوژه برای گرم‌تر شدن تنور ژانر فلاکت جور شد!

ظاهراً با قتل آتنا اصلانی سوژه برای تولید سری فیلم‌های تازه‌ای در ژانر فلاکت فراهم شده و فیلمسازان این ژانر مجبور نیستند از یک دوره کسادی بازار رنج ببرند. رخشان بنی‌اعتماد و رضا درمیشیان دو فیلمسازی هستند که تلویحاً قتل آتنا اصلانی را سوژه مناسبی برای سینمای ایران ارزیابی کرده‌اند.

رضا درمیشیان فیلمسازی است که پیش از این فیلم توقیفی من عصبانی نیستم و نیز فیلم لانتوری با موضوع اسیدپاشی را ساخته و روانه اکران کرده است. این فیلمساز علاقه‌مند به موضوعات ملتهب سینمایی درباره قتل آتنا اصلانی گفته: «خاموشی در برابر این وقایع زمینه‌ساز قربانیان بعدی است. با وجود همه توقیف‌ها، تهمت‌ها و محدودیت‌های ساخت و نمایش، سینماگران اجتماعی روایتگر همین داستان‌ها هستند.»

همسر رخشان بنی اعتماد مادر باران کوثری قاتل آتنا اصلانی فیلمهای رخشان بنی اعتماد غرب زدگان روشنفکرنمایان دختر رخشان بني اعتماد بیوگرافی رخشان بنی اعتماد اخبار سینما

رخشان بنی اعتماد نیز در سخنانی درباره خبر قتل آتنا اصلانی به کنایه گفته: «هیس!موضوعات کوچکی مثل آتنا را بزرگ و سیاه‌نمایی نکنید، کارهای بزرگ‌تر فرهنگی مثل لغو مجوز کنسرت و توقیف فیلم‌های سینمایی و. . در اولویت است !»
به نظر می‌رسد نوعی حس مچ‌گیری از جامعه در اظهارنظرات این دو سینماگر مشهود باشد.

درباره واکنش‌های این دو فیلمساز چند نکته قابلیت طرح دارد؛ اول اینکه اساساً کارویژه سینما چیست؟ آیا درباره قتل‌هایی از نوع ماجرای آتنا اصلانی بیش و پیش از سینما لازم نیست پژوهشگران اجتماعی، روانشناسان، جامعه‌شناسان و محققان علوم جنایی وارد میدان شوند و سینما احتمالاً در آخر این لیست قرار نمی‌گیرد؟ برخی سینماگران جایگاه خود را با مشاغل و حرف مذکور اشتباه گرفته‌اند و جالب است که می‌انگارند صرف بازنمایی چنین سوژه‌های ملتهبی در فیلم‌های سینمایی می‌تواند به کاهش آمار این قبیل جنایت‌ها کمک کند غافل از اینکه پرداختن غیرکارشناسانه و بدون در نظر گرفتن جوانب امر به این سوژه‌ها تنها می‌تواند مخاطبان سینمای ایران را بیش از پیش فراری بدهد و منجر به کاهش تماشاگران شود. یکی از کارویژه‌های اصلی سینما می‌تواند آگاهی‌بخشی به جامعه باشد اما سابقه فیلمسازی برخی سینماگران نشان داده که آنها بیش از اینکه با رویکردی دلسوزانه و از سر درد و به منظور آگاهی‌رسانی سوژه‌های ملتهب را انتخاب کنند، بیشتر به انگیزه مچ‌گیری و حقنه کردن صغری کبری‌های شخصی‌شان از جامعه این موضوعات را انتخاب می‌کنند.

پیش از این پوران درخشنده فیلمی با عنوان «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» ساخته بود؛ فیلمی که می‌توانست جنبه‌ای آموزشی برای خانواده‌ها داشته باشد و آنها را نسبت به تهدیداتی که فرزندان‌شان را در اجتماع مواجه می‌کند، آگاه کند. اگر یک خارجی فیلم او را ببیند ابداً فکر نمی‌کند که این بلیه خاص جامعه ایران است چرا که نگاه فیلمساز به مسئله جهانشمول است اما برخی فیلمسازها بدشان نمی‌آید موضوعاتی چون قتل آتنا را ویژه جامعه ایرانی جا بیندازند و با این کار هم دل جشنواره‌های خارجی را به دست آورند و هم حساب‌های شخصی و گروهی‌شان را تصفیه کنند.

واکنش این دو سینماگر به موضوع قتل آتنا اصلانی بار دیگر این موضوع را مطرح می‌کند که اساساً رسالت سینما چیست؟ بی‌تردید خبر قتل آتنا بسیار بیشتر از یک فیلم سینمایی که ممکن است بعدها درباره این موضوع ساخته شود بازتاب داشته، بنابراین سینمای اجتماعی قرار است چه نگاهی به قتل آتنا داشته باشد. به نظر می‌رسد قتل آتنا بیش از اینکه به کار سینمای به اصطلاح اجتماعی بیاید مناسب ژانر وحشت در سینماست، چرا که کاراکتر اصلی در قتل آتنا قاعدتاً باید قاتلی باشد که دست به قتل‌های سریالی و نامتعارف می‌زند و چنین موضوعی نمی‌تواند سوژه مناسبی برای سینمای اجتماعی باشد، سینمایی که در ایران گرفتار و مبتلا به تفکرات شبه روشنفکرانه و نگاه از بالا به جامعه نیز هست. قتل آتنا اصلانی دستاویزی شده برای گرفتن ژست حق به جانب از سوی فیلمسازانی که از آنها به کنایه به عنوان مروجان ژانر فلاکت یاد می‌شود. واکنش رخشان بنی‌اعتماد و رضا درمیشیان به این قتل که طی چند روز گذشته باعث جریحه‌دار شدن احساسات جامعه شده است اگر قرار باشد سوژه سینمای به اصطلاح روشنفکری ایران قرار بگیرد، چه آورده‌ای می‌تواند برای جامعه داشته باشد جز پریشانی روح و روان تماشاگرانی که از سینما انتظار سرگرم شدن دارند نه مشاهده پلشتی‌هایی که به ندرت اتفاق می‌افتد.

***

کیهان نوشت: بدنبال قتل فجیع دختر بچه هفت ساله پارس‌آبادی به نام آتنا اصلانی، گروهی از رسانه‌های معلوم الحال خارجی موجی از تبلیغات به راه‌انداختند و علت چنین قتل‌هایی را به عدم آموزش‌های جنسی در کودکان و عدم اجرای قوانینی مانند سند ۲۰۳۰ مربوط دانستند!

طبق معمول و بالطبع این رسانه‌های وابسته، گروهی از شبه‌روشنفکران  غربگرای داخلی نیز همان حرف‌ها را تکرار کردند و بعضا با سیاه‌نمایی مفرط، سعی کردند از فضای ایجاد شده، بهره خود را بگیرند.

همسر رخشان بنی اعتماد مادر باران کوثری قاتل آتنا اصلانی فیلمهای رخشان بنی اعتماد غرب زدگان روشنفکرنمایان دختر رخشان بني اعتماد بیوگرافی رخشان بنی اعتماد اخبار سینما

از جمله این افراد یکی از کارگردانان زن سینمای ایران است که ادعای فیلمسازی اجتماعی دارد. وی از موقعیت پیش آمده سوء استفاده کرده و طی یک یادداشت، تصویری فاجعه بار از جامعه ایران ارائه داده است و با اشاره غیرمستقیم به سند ۲۰۳۰، می‌نویسد:

«… هیچکس حق طرح سؤال، حق اعتراض، حق آموزش مراقبت‌های دفاعی لازم به بچه‌های در معرض آسیب، با سونامی غرایز فرو خفته و سرکوب شده کمین گرفته در هر کوچه، پس کوچه‌ای را ندارد…» و در پایان با لحنی کنایه‌آمیز اضافه می‌کند: «… هیس، موضوعات کوچکی مثل «آتنا» را بزرگ نکنید، کارهای بزرگ‌تر فرهنگی مثل لغو مجوز کنسرت و توقیف فیلم‌های سینمایی و پایین آوردن دیش‌های ماهواره در اولویت است…» !

اظهارات این گارگردان در حالی است که پژوهش‌های دانشگاهی نشان می‌دهد میزان آسیب‌های اجتماعی از این دست در کشورهایی که سند ۲۰۳۰ را اجرا کرده‌اند به مراتب بیشتر از ایران است. در واقع کشورهای غربی آماری به مراتب نگران‌کننده‌تر از ایران دارند.

بر اساس گزارش‌های متعدد از جمله گزارش معتبر «نوردیک» از دانشگاه استکهلم سوئد، در سال ۲۰۱۱ به طور متوسط روزانه ۶۰ تعرض جنسی به کودکان، به پلیس این کشور گزارش شد. این درحالی است که پلیس این کشور معتقد است بیشتر جنایات جنسی اساسا گزارش نمی‌شود.

براساس همین گزارش، در سال ۲۰۱۰ بیش از ۲۳ هزار کودک در انگلیس و ولز قربانی تجاوز جنسی شدند.سازمان ملل در گزارش نوامبر ۲۰۱۱ آورده بود که در ایالات متحده نیز حدود ۶۰ درصد دختران در سن ۱۲ تا ۱۶ سال، اذیت و آزار جنسی را در مدارس تجربه کرده‌اند. یعنی همان سنینی که تحت کلاس‌های آموزش جنسی سند ۲۰۳۰ قرار دارند! رقم ۱/۱ میلیون بارداری ناخواسته سالانه در میان این نوجوانان که نیمی از آن به سقط جنین و نیمی دیگر به کودکان و مادران بی‌سرپرست منجر می‌شود، حاصل همین آموزش‌هاست!

آمار وزارت بهداشت و خدمات انسانی آمریکا نشان می‌دهد به طور متوسط هر هشت دقیقه، یک کودک در آمریکا مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است، یعنی در حدود ۶۶ هزار سوءرفتار جنسی علیه کودکان در هر سال که ۳۴ درصد از این کودکان کمتر از ۱۲ سال سن داشته‌اند! اما دانشگاه «کلرادو» چندى پیش آمارى از سوءاستفاده جنسى به‏خصوص در میان کودکان این کشور منتشر کرد که در هر دو دقیقه یک کودک در آمریکا مورد سوءاستفاده جنسى قرار مى‏گیرد.

اگرچه آمارهایی از این دست وظیفه قانونی مسئولان کشور را در برخورد با آسیب‌های اجتماعی موجود انکار نمی‌کند اما ظاهرا خانم کارگردان به اندازه کافی مطالعه نداشته و از اخبار و پژوهش‌های روز دانشگاهی بی‌خبر است.

منبع : کیهان و روزنامه جوان

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *